تبلیغات
جور وا جور - ماجرای خاله نرگس
ماجرای خاله نرگس

خاله نرگس: باید آن قدر در کارم دقیق باشم که گاهی وقتها بیننده به آن چه شنیده هم شک کند!


بعد از برنامه برخوردها در حد یک تبسم بود و هر کسی خودش را به آن راه می‌زد که چیزی نشنیده است. البته از من غیر از این انتظاری نداشتند و اگر نمی‌توانستم درستش کنم شاید با من.....

به گزارش كافه سینما قضیه از آنجا شروع شد که کودکی به نام «فرنود» در برنامه خاله نرگس در واکنش به این سوال که کدام یک از کارهای شخصیش را خودش انجام می‌دهد، جمله‌ای گفت که مطابق عرف برنامه‌های سیما نبود.  خاله نرگس تلویزیون ما هم در حالی که جا خورده بود در واکنشی کاملا بی ربط گفت: "ماشین لباسشویی؟ کار اشتباهیه نه!" و این قضیه سوژه ای شد برای رسانه‌ها، به خصوص در دنیای مجازی تا برخی در نکوهش «فرنود» و برخی در عظمت راستگویی او و لاپوشانی‌های تاریخی ما سخن بگویند و قلم بزنند. متن زیر اولین گفتگوی آزاده آل ایوب (خاله نرگس) است پس از این حادثه
با اوج نیوز درباره این اتفاق و بازخوردهایش. که به دلیل تاثیر و اهمیت این ماجرا در کافه سینما منتشر می‌شود.
 
 خانم آل ایوب قصد داریم درباره اتفاقی که در برنامه چند روز قبلتان حول محور لباس شویی و چند چیز دیگر اتفاق افتاد صحبت کنیم.
(با صدای بلند چند ثانیه ای می‌خندد) خب چه چیزی بگویم؟
 
می‌خواهیم درباره نحوه مدیریت فوق العاده شما روی این موضوع کمی ‌بحث کنیم. برای ما جالب بود که خیلی زود یک عبارت کاملا بی ربط اما خوب را استفاده کردید و قضیه در نطفه جمع شد.
امسال نهمین سال کار من در تلویزیون است. روی آنتن زنده هر اتفاقی ممکن است بیفتد و مجری باید توانایی جمع کردن قضیه را داشته باشد. علاوه بر تجربه ای که در کارم به دست آوردم، باید توان مدیریت مسائل غیر عادی و مدیریت بحران را هم داشته باشم. همیشه پیش خودم می‌گویم شاید پروژکتور ترکید. من باید اینقدر روی کارم دقیق شده باشم که بیننده به شنیده اش شک کند و پیش خود بگوید: خب من اشتباه شنیدم.
 
در مقابل فرنود هم چنین اتفاقی افتاد. نه؟
بله. من بیننده را به شک انداختم و خیلی‌ها پیش خودشان گفتند که خب اشتباه شنیدیم اما آنها درست شنیده بودند. همواره ممکن است یک کودک جمله ای بگوید که بر خطرناک بودنش واقف نیست و ما باید توان جمع کردن قضیه را داشته باشیم.
 
بعد از برنامه چه برخوردی با شما شد؟
بعد از برنامه برخوردها در حد یک تبسم بود و هر کسی خودش را به آن راه می‌زد که چیزی نشنیده است. البته از من غیر از این انتظاری نداشتند و اگر نمی‌توانستم درستش کنم شاید با من برخورد می‌شد. در کل همگی خود را به کوچه علی چپ زدیم.
 
فرنود چه می‌کند. بعد از برنامه با او چه برخوردی شد؟
فرنود هم مثل من بعد از برنامه مشهور شد. البته من او را ندیدم چون خانواده اش سریع او را بردند. در کل بد نیست گاهی اوقات در برنامه تنوعی ایجاد شود.
 
پیش از این سابقه ایجاد تنوع و چنین مسائلی در برنامه داشتید؟
بله اما نه به این وسعت. یک بار از یک کودک سوال کردم برای اینکه دوستمان ناراحت نشود باید چه کار کنیم؟ او پاسخ داد باید از او مراقبت کنم، اذیتش نکنم و وقتی به دستشویی می‌رود او را نگاه نکنم!
 
می‌دانید در شبکه‌های اینترنتی درباره این موضوع بحث زیاد شده است؟
والا از آن روز تا الآن پای کامپیوتر نرفتم اما ظاهرا خیل بین المللی شدم چرا که دوستان و آشنایان مدام به من زنگ می‌زنند و می‌گویند مشهور شده ای. در کل قضیه بازتاب زیادی داشت اما تا الآن از روزنامه و خبرگزاری کسی به من زنگ نزده بود!
 
کلام آخر؟
مجری باید توانایی درست کردن هر اتفاقی در برنامه زنده را داشته باشد.


كلمات كلیدی : خاله نرگس ، فرنود ،